0

تفکر کار افرینی!!

jafarzade

 

تفکر کارآفرینی!!

وقتی از یک بچه کوچیک بپرسین بزرگ شدی میخوای چیکار بشی. همشون میگن دکتر،مهندس،فضانورد،… اما هیچ بچه ایی نمیگه میخوام کارمند بشم! همه بچه ها با این تفکر بزرگ میشن. که صاحب یک کسب و کار میشن و بقیه براشون کار میکنن پس اگر بخوایم واقع بین باشیم. کارآفرین شدن تو وجود ماست اما هرچی بزرگتر میشیم. سطح خواسته هامون رو میاریم پایین و کوچکتر آرزو میکنیم و به هدف های ساده تری فکر میکنیم. عوامل زیادی در این تغییر مسیر ما از کارآفرین شدن. به کارمند شدن دخیل هست که میشه روی اونها فکر کرد و تغییرشون داد.

1)جسارت

اولین عاملی که هر کارآفرینی به اون نیاز داره “جسارت” نام داره! یک کارآفرین باید قدرت ریسک پذیری بالایی داشته باشه و بتونه به سادگی تغییر ایجاد کنه. جسارت اون بخشی از وجود ماست که نحوه بزرگ شدن ما و روند کودکی ما نقش زیادی در اون داره. چرا که اگر یک کودک از تجربه کردن کارهای جدید نترسه تشویق بشه. پدر و مادری داشته باشه که صبورانه با دنیای کودکانش رفتار میکنن قطعا جسارت بالایی پیدا میکنه. و تا آخر عمر اون رو به همراه داره بر عکس اگر کودکی مدام ترسونده بشه. مدام از کاری باز داشته بشه و نتونه تجربه های جدید کسب کنه. کودکی ترسو بار میاد که توانایی ریسک کردن رو نداره. اگر تصمیم گرفتین کارآفرین بشین دنبال فاکتور جسارت تو وجودتون بگردین.

2)نترسین از شکست

یک فاکتور مهم دیگه که قطعا هر کارآفرینی تو وجودش داره نترسیدن از شکست و زمین خوردنه. وقتی شما توانایی رو به رو شدن با حرکت نوسانی زندگی رو داشته باشید. و ترس از بالا و پایین شدن وضع زندگی نداشته باشید. قطعا میتونید با انعطاف بیشتری نسبت به تغییر شرایط زندگی واکنش نشون بدین. اینکه ما تو چه شرایطی رشد کرده باشیم. و تا چه حد در نقطه امنی بوده باشیم انعطاف ما رو نسبت به شرایط میسازه. اگر همیشه مسئولیت ما به گردن دیگران بوده و هیچ چالشی در زندگی نبوده. که لازم باشه به تنهایی باهاش رو به رو بشیم پس چجوری قراره مدیریت شرایط بد رو یاد بگیریم؟ اگر همیشه در نقطه امنی بودیم و به اصطلاح آب تو دلمون تکون نخورده باشه. آیا واقعا در بزرگسالی ترک این نقطه امن و ریسک کردن کار آسونی هست؟ وقتی یک کودک در هر مرحله ایی از رشد با چالش های مربوط به سن خودش رو به رو بشه و یاد بگیره. چطور دنبال راه چاره باشه و چطور زندگی در شرایطی خارج از این نقطه امن هم در جریان هست. در بزرگسالی هم در مواجه با شکست ها و زمین خوردن ها خودش رو نمیبازه و دنبال راه چاره میگرده. باید این رو پذیرفت که یک کارآفرین نیاز به یک اراده فولادین و یک اعصاب قوی داره. تا بتونه با چالش های این مسیر رو به رو بشه.

3)نظم

یک کارآرفرین موفق باید بتونه کارها رو بر اساس یک اصول خاص پیش ببره و برروی یک برنامه پیش ببره. برنامه ریزی درست و اصولی و پایبند بودن به اون کار هر کسی نیست! معمولا افرادی که از کوچک ترین کارهارو بر اساس نظم پیش ببرن در زمینه برنامه ریزی برا کارهای بزرگتر هم موفق هستند. اگر بخوایم دوباره برگردیم به دوران کودکی و این موضوع رو در دوران کودکی خودمون جستجو کنیم. میبینیم که سطح نظم زندگی ما در دوران کودکی تا چه اندازه بر روی زندگی الان ما تاثیر گذاشته. و چه عادت هایی در وجود ما هست که از اون زمان در وجود ما مونده و رشد کرده.

4)مدیریت

اگر به بازی بچه ها دقت کرده باشین معمولا یکی از بچه ها بین بقیه قدرتمند تر حرف میزنه و تصمیمات بازی رو میگیره. با یک توجه کوچیک به بازیشون میشه رهبر آینده و دنبال رو آینده رو مشخص کرد. یک کارآفرین موفق در درجه اول یک مدیر موفق هست که میتونه مسیر حرکت کسب و کار، امور عادی، امور کارکنان، مواجه با مشکلات،… رو به نحو احسن مدیریت کنه. شاید اینو شنیده باشین که بعضیا مدیریت تو ذاتشونه. اما حقیقت اینه که میشه یک مدیر ذاتی رو تبدیل به کارمند کرد و یک کارمند بالقوه رو تبدیل به مدیر. تمام این صحبت ها رو کردیم که بگیم مراحل رشد ما تاثیر زیادی در تصمیم هایی داره. که در بزرگ سالی میگیریم اما نمیتونه جلوی مارو برای تغییر کردن بگیره. شما میتونید تو هر سنی تغییر کردن رو شروع کنید و به سمت خواسته هاتون قدم بردارین. اصلی ترین قدم برای شروع تغییر باور ذهنی شماست. هر زمان که بتونید موانع ذهنی رو تغییر بدین آمادگی لازم برای تغییر رو پیدا میکنید. و اون وقته که میتونید تبدیل به فردی بشین که آرزوشو دارین.

در صورت تمایل می توانید همه آموزش ها را در تلگرام ببینید ورود به کانال تلگرامی

مطالب زیر را حتما بخوانید:

نظرات کاربران

    متاسفیم! برای ثبت دیدگاه باید وارد شوید!

    لینک کوتاه :

    عضویت در خبرنامه ویژه مشتریان سیگما پلاس

    با عضویت در خبرنامه ویژه سیگما پلاس از آخرین جشنواره های سایت باخبر شوید!