0

موفقیت در کسب و کار با هشت اصل ساده

jafarzade

 

موفقیت در کسب و کار را با هشت اصل ساده ، بدست آورید.

موفقیت در کسب و کار ، زمانی ارزش دارد که پایدار باشد. چرا اغلب مردم موفق می شوند ولی بعد از آن شکست می خورند؟ علت آن این است که ما فکر می کنیم موفقیت یک خیابان مستقیم  یک طرفه است. بنابراین ما هرکاری که برای رسیدن به موفقیت لازم است را انجام می دهیم. ولی وقتی به آن می رسیم ، تصور می کنیم همه چیز تمام شده است. خیالمان راحت می شود و در محیطی آرام به استراحت می پردازیم. در آن هنگام ، ما انجام تمام کارهایی را که برای رسیدن به موفقیت انجام داده ایم ، متوقف می کنیم. به همین علت طولی نمی کشد که در سراشیبی می افتیم. توقف بعد از موفقیت در کسب و کار ، موجب شکست می شود. به جرات می توانم بگویم این مسئله در مورد خیلی ها اتفاق می افتد چون برای من اتفاق افتاد. برای رسیدن به موفقیت ، سخت کار کردم و به خودم فشار آوردم. ولی بعد از رسیدن به موفقیت ، متوقف شدم. چون فکر کردم ” من دیگه به چیزی که می خواستم رسیدم…” از الان به بعد می توانم استراحت کنم. برای اینکه به موفقیت برسم ، همیشه تلاش می کردم پیشرفت کنم و خوب کار کنم.

متوقف!!

بعد همه چیز را متوقف می کردم. چون با خودم فکر می کردم ” من به اندازه کافی خوب هستم و دیگه نیاز به کار بیشتر و تلاش بیشتر برای موفقیت در کسب و کار  ندارم.” پیش از اینکه به موفقیت در کسب و کارم برسم ایده های بسیار خوبی را ارائه می کردم. چون تمام کارهایی را که برای رسیدن به این ایده ها لازم بود انجام می دادم. ولی بعد تمام این کارها را متوقف کردم . چون با خودم فکر کردم که دیگه به اندازه کافی موفق هستم. دیگه لازم نیست روی ایده ها کار کنم . بلکه ایده ها باید مثل یک شعبده ، ظاهر شوند. با آن تصمیمی که گرفته بودم ، تنها چیزی که به ذهنم می رسید ایده های غیر خلاقانه بود! دیگر هیچ ایده ای نمی توانستم بدهم. پیش از اینکه به موفقیت برسم همیشه روی مشتریها و پروژه ها تمرکز می کردم. چون پول برایم اهمیتی نداشت . ولی بعد از آن، جریانهای پولی بود که سرازیر می شد.

همین پول باعث می شد حواس من پرت شود.

خیلی زود به جایی رسیدم که تمام وقتم به صحبت با بازاریاب و مدیر داخلی می گذشت. در حالی که باید آن وقت را برای مشتریانم صرف می کردم! قبل از اینکه به موفقیت برسم، همیشه آن کاری را انجام می دادم که باید انجام می دادم. ولی بعد از آن، سرگرم اموری شدم که هیچ علاقه ای به آن نداشتم. مثل وکالت! من هیچ علاقه ای به گذراندن وقتم در دادگاهها و صحبت با مردمی که یا کلاه سرشان رفته یا کلاه گذاشته اند نداشتم! ولی فکر می کردم که از عهده این کار برمی آیم. چون هرچه که باشد من رئیس شرکت بودم و کارهای زیادی انجام می دادم. به زودی ابرهای سیاه بر فراز سرم به حرکت در آمدند و فهمیدم آنچیزی که قلبا دوست دارم را فقط در اوقات فراغت جستجو می کنم. در آن زمان در اوج موفقیت بودم. ولی در عمل بسیار افسرده بودم. ولی من تجارب زیادی از بازار کار داشتم و می دانستم چطور باید براین مشکل غلبه کنم. من دستگاههای زیادی را به کارم اضافه کرده بودم و ماشین فوق العاده ای داشتم که سریعتر می رفت. ولی کماکان افسرده بودم و اینها هم هیچ کمکی به من نمی کردند بنابراین پیش استادم رفتم و گفتم: من می توانم هر چیزی که دلم می خواهد داشته باشم و بخرم . ولی خوشحال نیستم . خیلی افسرده ام. چیزی که می گویند درست است، ولی تا وقتی که برای خود من اتفاق نیافتاد آن را باور نکردم. اینکه حس شادی که از انجام کار مورد علاقه ات ، بدست می آوری، را نمی توان خرید. می دانم داروی آرام بخش را می توان با پول خرید. ولی آرامشی که من می خواستم از این نوع نبود.

استادم گفت: درونت را با انجام کاری که دوست داری شاد کن.

و من کار دلخواهم را شروع کردم. ابرهای سیاه کنار رفتند . ولی تمام کارهایم کنار گذاشته شدند. چون مدام در حالت بی خبری بودم و حتی تماس های مشتریانم برایم اهمیتی نداشت. من دیگر در خدمت مشتریان شرکتم نبودم . چون در خدمت خودم بودم. بنابراین پولهایم را از بازار جمع کردم و پروژه ها را واگذار کردم و شرکت را هم واگذار کردم.

این در  موفقیت کسب و کار  من  ، فوق العاده بود!

چون هیچ کارنچسبی وجود نداشت و من آزاد بودم تا به کار مورد علاقه ام برسم!. بنابراین من دوباره شروع به انجام کارهایی کردم که دوست داشتم و شروع به لذت بردن کردم . سخت کار می کردم. و تمام کارهایی که برای رسیدن به موفقیت نیاز داشتم را انجام دادم ولی با یک تفاوت بزرگ: کاری که دوست داشتم و برایم تفریح بود را انجام می دادم . البته به همین آسانی و سریعی هم نبود. پنج سال طول کشید! ولی در پایان ، من از هر زمان دیگری موفقتر بودم. کتابهایم رانوشته بودم . شرکتم و برند شخصی ام را ثبت کرده بودم. وقتی من شروع به پیروی از این هشت اصل در کار مورد علاقه ام کردم: 1_اشتیاق و علاقه شدید 2_کار کردن 3_تمرکز ۴– هل دادن خودم 5_آگاهی و تصویر سازی 6_بهتر کردن و اصلاح کار 7_ارائه خدمات 8_ایستادگی و سماجت و پافشاری ابرهای سیاه برای همیشه از فراز سر من ناپدید شدند. و یک روز صبح از خواب بیدار شدم و گفتم: دیگر نیازی به دریافت آرامش از بیرون ندارم بلکه آرامش همیشگی را در درونم یافته ام. من آموختم که  موفقیت در کسب و کار  ، یک خیابان مستقیم یک طرفه نیست. بلکه موفقیت یک سفر پیوسته است بر روی دایره کائنات! اگر بخواهیم از سندروم شکست پس از موفقیت ، جلوگیری کنیم ، باید فقط از این هشت اصل پیروی کنیم. چون فقط مسئله این نیست که چطور موفق شویم ، بلکه ماندن در موفقیت ، مهم است. شاد و سلامت و ثروتمند باشید

دوست داری که از نزدیک خانم دکتر رو بینی و یک مشاوره خصوصی و حضوری بگیری؟ رزرو تایم مشاوره

مطالب زیر را حتما بخوانید:

نظرات کاربران

    متاسفیم! برای ثبت دیدگاه باید وارد شوید!

    لینک کوتاه :

    عضویت در خبرنامه ویژه مشتریان سیگما پلاس

    با عضویت در خبرنامه ویژه سیگما پلاس از آخرین جشنواره های سایت باخبر شوید!