0

تعصب

jafarzade

 

تعصب

تعصب داشتن در لغت به معنای اصرار و پافشاری بر روی موضوعی است که در باور خود درست می پنداریم. معمولا ریشه اکثر تعصب ها احساس بوده و هیچ دلیل منطقی برای آن وجود ندارد. تعصب داشتن بر چیزی معمولا باعث بسته شدن چشمان فرد بر روی حقیقت شده. و مانع از تجزیه و تحیلی موضوع و بررسی جوانب مختلف آن میشود. به عنوان مثال ارسطو معتقد بود که تعداد دندان های زنان از مردان کمتر است! تعصب ارسطو بر باور خود و اینکه تصور میکرد چیزیکه گفته است کاملا درست است مانع میشد تا درباره سخن خود تحقیق کند. در واقع تنها کافی بود که از همسر خود بخواهد تا دهان خود را باز کند و دندان های او را میشمرد. آنگاه به سادگی متوجه میشد که تعصب بی موردی نسبت به باور خود داشته است. یک اصل را در نظر بگیرید:هیچ چیز در این جهان مطلق نیست! هر یک از اجزای طبیعت از جمله خود ما انسان ها مجموعه ایی از نقاط ضعف و قدرت هستیم. مجموعه ایی وسیع از خوبی و بدی که کنار یکدیگر کامل می شود.

هیچ گاه نمیتوانیم چیزی را مطلق خوب یا مطلق بد بنامیم؛

چیزی کاملا سیاه یا کاملا سفید وجود ندارد. این جهان مجموعه ایی از خاکستری ها با طیف عظیم است. این خود یک دلیل است که میتوانیم تعصب داشتن بر چیزی را خطای محض بنامیم. باور هایی که ما در زندگی داریم. فرهنگی که با آن رشد کرده ایم جز ارثی هستند که از نیاکان ما به ما به ارث رسیده است. در هر نقطه از این جهان مردم گوناگون با باور ها و آداب رسوم گوناگونی زندگی میکنند. که تضاد های زیادی در مقایسه آنها  با یکدیگر دیده میشود.

پس چگونه میتوانیم بر باورهای خود تعصب داشته باشیم و آنها را کاملا درست بخوانیم؟

تمامی این باورها و قانون ها ساخته ذهن بشر هستند. و در طول زمان و نسبت به شرایط زندگی و موقعیت جغرافیایی تغییراتی در آنها ایجاد شده است . اما به راستی تعصب داشتن بر چیزی که از بشر پر از نقص و خطا نشات گرفته کار درستی است؟ متعصب بودن را در میان افرادی که سواد کمی دارند و در جوامع کوچکتری پرورش یافته اند. به مراتب بیشتر از افرادی که تحصیل کرده اند و در جوامع بزرگتری بوده اند مشاهده میکنیم. وقتی سطح فکر فرد محدود باشد. قدرت تجزیه و تحلیل پایین تری دارد در نتیجه نمیتواند دلیلی برای تعصبات خود پیدا کند و کورکورانه افکاری که خود او داده اند را دنبال میکند. و بر درست بودن آنها پافشاری میکند. معمولا افرادی که کم سواد هستند و یا احساس ضعف فراوانی دارن،مستعد متعصب شدن هستند. اینگونه افراد به راحتی تحت سلطه دیگر افرادی قرار میگیرند. که باورهایی را به خود آنها داده و به آنها وعده راه حقیقی یا قدرت را میدهند. به زبان ساده تر میتوان یک ارتش از افرادی ساخت که به چیزهایی تعصب دارند که خود نمیدانند چیست! و حتی دلیلی محکم بر درست بودن آن ندارند؛اما باور دارند که حقیقت فقط در دست آنها است.

در اخر یک منزوی

معمولا افرادی که منزوی هستند یا از اجتماع طرد شده اند بدون دلیل و تفکر تنها به واسطه عضو گروهی خاص یا جماعتی شدن از باورهایی پیروی میکنند. این افراد آگاه هستند که باورهای آنها کاملا غلط است و حتی گاهی بر خلاف میل خود کاری را انجام میدهند. اما تنها به خاطر ماندن در آن گروه خاص پذیرای این افکار شده و بر آن متعصب هستند. برخی از افراد نیز توانایی درک حقایق و مطالعه درست و غلط را ندارند و نمیتوانند راهی را خود انتخاب کنندو دنبال آن بروند. راحت ترین کار برای اینگونه افراد پیروی از شخصی مثل والدین،دوستان،… است. آنها یک دلیل دارند :این راه درست است زیرا خانواده،دوست،….در این راه قدم میگذارند. درصد زیادی از تعصب های افراد به همین روال است. شاید اگر در زندگی خود هم نگاهی به باورهای خود بیاندازیم. خواهیم دید که از اینگونه باورها که صرفا به خاطر ارث خانوادگی به ما رسیده است زیاد داریم و متعصبانه از آنها دفاع میکنیم.

داستان زیر را بخوانید تا بیشتر متوجه منظور متن بالا شوید:

“همیشه همسرم در زمان آشپزی وقتی  میخواست سوسیس ها را سرخ کند سر و ته آنها را با چاقو میبرید و سپس آنها را داخل ماهیتابه میگذاشت! روزی از او دلیل این کارش را پرسیدم و او گفت نمیدانم مادرم همیشه اینکار را میکرد! من که کنجکاوی ام بیشتر شده بود با مادر خانمم تماس گرفتم و از او این سوال را پرسیدم پاسخ او بیشتر باعث تعجبم شد. زیرا او نیز دلیلی برای اینکار نداشت و گفت که از مادرش یاد گرفته است! با مادربزرگ همسرم تماس گرفتم و بعد از توضیح ماجرا از او دلیل کارش را پرسید ابتدایی خنده ایی بلند کرد. و گفت: در ابتدای ازدواجم من فقط یک ماهیتابه کوچک داشتم و برای اینکه سوسیس ها در آن جا بگیرد اینکار را میکردم و بعد ها به طبق عادت آن را تکرار میکردم!!!!” به همین سادگی دو نسل کاری را تکرار میکردند که خود دلیل آن را نمیدانستند!

نگاهی گذرا به باورها ،اعتقادات،رفتارها،….خود بیاندازید؛چند درصد از آنها متعلق به خودتان است.

منظور  از تعلق داشتن به خودتان این است که موضوعی،باوری،طرز فکری،راهی،….که برایتان جلب نظر کرده باشد. و شما درباره ی آن تحقیق و مطالعه کرده باشید و آن را دنبال کنید. مثلا رشته تحصیلیتان که اگر آن را مطابق علایق خود انتخاب کرده باشید. آن را بهترین رشته دنیا میدانید و بر آن تعصب دارید. یا در مورد شغل خود مطمئن هستید که اگر شما نبودید چرخ دنیا لنگ میماند! تعداد تعصب های به ارث رسیده تان بیشتر است یا تعداد تعصب هایی که به خودتان اختصاص دارد. نگاهی به باورهای خود بیاندازید و آنها را مرور کنید.سری بعدی  که خواستید متعصبانه از چیزی دفاع کنید. در ابتدا به خود بگویید آیا صد در صد درست است؟ آیا به اندازه کافی در مورد مسئله مورد نظر مطمئن هستید؟ به اندازه کافی تحقیق کرده اید؟ پاسختان به دلیل کاری که انجام میدهید این نباشد که ” نمیدانم مادرم همیشه اینکار را انجام میداد!”

دوست داری که از نزدیک خانم دکتر رو بینی و یک مشاوره خصوصی و حضوری بگیری؟ رزرو تایم مشاوره

مطالب زیر را حتما بخوانید:

نظرات کاربران

    متاسفیم! برای ثبت دیدگاه باید وارد شوید!

    لینک کوتاه :

    عضویت در خبرنامه ویژه مشتریان سیگما پلاس

    با عضویت در خبرنامه ویژه سیگما پلاس از آخرین جشنواره های سایت باخبر شوید!